هر قدر دولتها به دلیل بدبینی تاریخی، تمایلی به ارتباط با تشکلهای صنفی نداشته باشند و آنها را موی دماغ بپندارند، تشکیلات صنفی را امری تزیینی پنداشته و آن را جدی نگیرند، نباید ناامید شد و دست روی دست گذاشت تا دولتها خودشان ببرند و بدوزند و مقدرات ذینفعان را بنویسند.
قانون، شرع و مدنیت حکم میکند که دولت و صنف همپای یکدیگر امور را به پیش ببرند و کاری را که اصولاً مردم از دولتها بهتر انجام میدهند، بدون تعارف دولت از انجام آن اجتناب کند.
رئیس دولت کنونی که به بزرگی و فربهی دستگاههای اجرایی و کاهش کارآمدی آنها اعتقاد دارد، باید به جز انتقاد، عملا به کوچک سازی، ادغام و انحلال واحدهای غیرضروری اقدام ورزید. الان بهترین زمان برای آن است که دولت همزمان از زیرمجموعه خود و اصناف متناظر با آنها بخواهد که فعالیتهای قابل واگذاری به صنف را مشخص کنند و متعاقب آن تسهیلات و حمایتهایی را برای اصناف منظور نماید.
تجربه موفق راهاندازی پیشخوان دولت، پلیس بعلاوه ۱۰, دفتر خدمات الکترونیک شهر و دفتر خدمات قضایی حکم میکند که این روند ادامه یابد و از شمار میلیونها حقوق بگیر در سازمانهای دولتی کاسته شود.
کوچکسازی دولت از حرف تا عمل



