دانشجویان رشتههای مدیریت رسانه و حقوق ارتباطات خوب میدانند که منابع درسی این رشتهها از حیث محتوای بومی فقیر و نحیف است. سرفصلهای درسی معمولا ترجمهای است و سازمانهای رسانهای ایران و روند تغییرات و چالشهای آنها جایی در متون آموزشی ندارند. در کتابهایی که در این رشتهها به دانشجویان پیشنهاد میشود، شواهد مثال و موارد مطالعاتی به سازمانهای رسانهای آمریکا مربوط میشود که بر خلاف ایران وابستگی به دولت و بخش عمومی ندارند.
به نظرم زمان آن رسیده است که نحوه مواجهه قوه قضاییه با رسانههای تصویری مستندسازی شود. در این رابطه آن دسته از فارغالتحصیلانی که در این مدت همکاریهای خود را با حوزههایی مثل سینما، تلویزیون و نمایش خانگی ادامه دادهاند و بعضاً به عنوان وکیل پروندههایی را پیگیری کرده و به نتیجه رساندهاند، باید نقشآفرینی کنند و با تالیف کتاب و مقاله مددرسان غنیسازی ادبیات حقوق رسانه در ایران شوند.
مشاور حقوقی جدید خانه سینما که همزمان به جامعه تشکلهای رسانههای تصویری ایران از جمله کسانی است که میتواند تجربیات خود را مستندسازی کرده تا با ویرایش علمی به عنوان منبع درسی تدوین شود.
حالا با وجود مهدی کوهیان فاصله بین خانه سینما و جامعه تشکلهای اصطلاحا غیرسینمایی تا حد زیادی میتواند کوتاه شود و بهترین پاسخ به این سوال که تفاوت جامعه تشکلها با خانه سینما در چیست؛ برگزاری و انجام برنامههای مشترک از جمله نشستهای مطالعاتی با گرایش اقتصادی و حقوقی و صنفی و به اشتراک گذاشتن تجربیات حقوقی در یک دهه اخیر است.
به بهانه معرفی مشاور حقوقی خانه سینما


